|
سلاااااااااام .
ميخوام يه كاري كنم . ميبيني منو ؟ منو نيگااااا
خلاصه اومدم بگم به زودي در اين مكان آپ خواهد شد .
و در آخِر . ( اين كسره هم واسه معلم ادبيات پارسالمون . ميگفت هيچ وقت نگين آ خَر . بگين آخِر )
وقتي جهالت ، حسادت و حماقت در هم آميزند براي ويران كردن دنيا هم كافي است ، چه برسد به زندگي .... زمان لازم است كه بفهميم تمام شور بختي ها ، ناكامي ها و آنچه بشود اسمش را بدبختي ، تقدير ، قضاي آسماني و.... گذاشت ، در نهايت از ناداني و فساهت سرچشمه مي گيرد و وقتي ضرر اين ناداني چند برابر مي شود كه آدم باور نداشته باشد كه نادان است . بعضي آدمها عشق و دوست داشتن را افساري به گردن طرف مقابل مي بينند و اين بدترين نوع دوست داشتن است ، شناعتي واضح كه تقدس عشق را آلوده مي كند و به ذلالت مي كشاند . همه ي آدمهايي كه از تحول ، تازگي ، حرفهاي جديد و دنياها ي تازه مي ترسند به نوعي از برملا شدنِ ضعف هاي خودشان در هراسند . سالها وقت لازم است كه بفهميم آدميزاد چه موجود عجيب و غريبي است كه براي اثبات حقانيتِ افكار خودش ، حاضر است همه ي عالم را زير سؤال ببرد ، نفي و انكار كند ، الا خودش . لجبازي تنها سلاح آدمهايي است كه منطق و حرف حساب سرشان نمي شود . ** فكر كن ، درست فكر كن و خيلي فكر كن ** دردي را كه نتوان به ديگران گفت و با ديگران قسمت كرد ، چه درد سنگين و غير قابل تحملي مي شود . محبتي كه با تعهد و غل و زنجير به چهار ميخ كشيده شود ، عشق نيست ، اجبار است كه تحملش آزار دهنده و نفس گير مي شود . آتش بزرگي كه خرمني را مي سوزاند ، هميشه از جرقه هاي كوچك شروع مي شود . به ياد داشته باش : هرگاه كه زير فشار غصه ها زانوانت خم مي شود ، مهر و عشق به سوي تو راه باز مي كند . باور كن ، باور كن كه ممكن است در گذرگاه هاي تاريك زندگي ، گهگاه نور ستاره اي ديده نشود ، اما نه تا ابد . ديدن اين نور شايد در آينده اي نزديك ميسر شود . انسان به همه چيز خو مي گيرد ، همه چيز ، حتي مصيبت و درد . (( دالان بهشت ; نازي صفوي ))
پيچ جاده آخر راه نيست . مگه اينكه تو نپيچي ...
من درس ميخوانم . تو درس ميخواني . او سر چهار راه آدامس ميفروشد . من شام ميخورم . تو رستوران ميروي . او گرسنه است . من به ييلاق مي روم . تو با دوستانت همه بعد از ظهر را قدم ميزنيد . او با دستمالش شيشه ماشينها را تميز ميكند . من پول تو جيبي ام را از پدرم ميگيرم . تو ماهيانه ت را از مادرت ميگيري . او ترازويش را در پياده رو جلويش گذاشته و 10 تومني هايش را نگاه ميكند . من مادرم را دوست دارم . تو پدرت را دوست ميداري . او پدرش معتاد است و مادرش در خانه اي كار ميكند . پدر من مادرم را دوست دارد . پدر تو به مادرت عشق مي ورزد . او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند . من يك برادر بزرگتر دارم . تو دوخواهر بزرگتر و يك برادر كوچكتر داري . او 6 برادر و 3 خواهر دارد . برادر من دانشگاه ميرود . خواهر تو دبيرستاني است . او برادر هايش يا معتادند يا در زندان يا ..... من ميدانم عشق چيست . تو عاشق شده اي . او تاكنون به هيچ چيز عاشقانه نگاه نكرده است . من از سياست متنفرم . تو سياست را دوست داري . او شكم سير را بيشتر از سياست دوست دارد . من تابستان را دوست دارم . تو بهار و شكوفه هايش را دوست داري . براي او تابستان و زمستان فرقي ندارد . من شبهاي داغ تابستاني را بي روانداز ميخوابم . تو شب هاي سرد زمستان را با پتوي گرمت ميخوابي . او در تابستان و زمستان فقط يك زير انداز دارد . تفريح من گوش دادن به موسيقي است . تفريح تو ديدن فيلم . تفريح او آب تني در حوضچه ي وسط ميدان است . من از زندگيم راضي نيستم . تو زندگيت را دوست داري و به خواسته هايت رسيده اي . براي او زندگي اجباري است بدون انتخاب . من او را ديده ام . تو او را ديده اي و تاكنون به زندگي او دقت نكرده اي . او براي ما حقيقتي تلخ است . او را ديده اي ؟ به زندگي اش فكر كرده اي ؟ ميشناسي اش ؟ حاضري به جاي او زندگي ميكردي ؟
هر چه ما بهتر ( قويتر ) مي شويم ، بازي هم بزرگتر مي شود . ******************** ثمرة = تلاش + صبوري ******************** با آن چيزي كه در اختيار داري چه مي كني ؟ تا وقتي جواب اين باشد كه كار زيادي نمي كنم اميد به بهبودي نمي رود . ******************** بعضي از مردم اصرار دارند كه خود را به ديگران بشناسانند ، و ثروت و سواد خود را به رخ آنها بكشند ، اما اين آدمها در درون خود زجر مي كشند . زيرا شادي آنها درگير تفكر ديگران است ، مهم بودن را فراموش كنيد تا آرامش نصيبتان شود . هرچه كمتر نيازمند تحسين ديگران باشيد بيشتر تحسين مي شويد . ******************** تسليم حوادث نشويد ، در پي هر حادثه فرصتي نهفته است پس به جاي ناراحتي خود را تسليم كنيد ( توكل به خدا ) ، بكوشيد تا فرصت را دريابيد و از موانع گذر كنيد و بدانيد در پس اين حادثه يك اتفاق بسيار جالبتر در انتظار شماست . به در بسته شده نگاه نكنيد ، به درهاي ديگر كه در حال باز شدن است نگاه كنيد . آن فرصت خارق العاده را بيابيد . ******************** او چه حقي داشت با من چنين رفتار كند ؟ حالا به وقتش جواب رفتارش را نشان مي دهم . اين جملات را فراموش كنيد ، از اعماق قلبتان ببخشيدش . ******************** هنگامي كه مانند انساني وابسته رفتار مي كني از ديگران دعوت مي كني از تو سوء استفاده كنند . و تو از آنها توقع بيشتري داري و در نهايت رنجيده مي شوي ********************. بياييد روز به روز زندگي كنيم ، هر روز همان روز را زندگي كنيم ، تجربه ي امروز نيست كه حواس مردم را پرت مي كند ، پشيماني يا تلخي اتفاقي كه ديروز افتاده و ترس از اتفاقات فرداست كه پريشانمان مي كند . در هر روز زندگي كنيد . ******************** چرا ما خيلي وقتها چالش هاي زندگي را به جاي اينكه طلوع فرصتي درخشان و نو ببينيم ، غروب زندگي مي انگاريم ؟!!!!! ******************** وقتي پوزش نمي خواهي ، در واقع مي كوشي خود را متقاعد كني كه آدم بدي نيستي ، تنها انسانهاي نيرومند و تندرست پوزش مي طلبند ، صادق باش ، بپذير كه انساني و خطاكار ، پوزش بخواه ، آنگاه دوباره خودت خواهي شد . ******************** سعي كن يك مشت آب را در دست بفشاري ، خواهي ديد كه به سرعت ناپديد مي شود . اما اگر به آرامي دستت را در همان آب رها كني مي بيني كه با تمام وجود آب را حس مي كني . ********************
|
About![]()
در دنيا آدمهايي هستند كه به ظاهر زنده اند ، نفس ميكشند ، راه مي روند ، حرف مي زنند ، زندگي ميكنند ، اما در حقيقت اسير دنيا ، برده زندگي و ذليل حوادث هستند . Archivesهفته چهارم شهریور 1388هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 Links
ya30 joOn |