تبليغاتX
.... تا شقایق هست زندگی اجبار است




























.... تا شقایق هست زندگی اجبار است

.... برای هیچ کسی شکستی نیست ، مگر زمان دست کشیدن از تلاش

سلاااااااااام . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com بچه ها بچه هااااا خبـــــــــــــــــر تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ميخوام يه كاري كنم . ميبيني منو ؟ منو نيگااااا تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تو -----> تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com آها خوبه .ازين به بعد ميخوام خودم ب آپم بلاگمو . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com آخه ازين به قبل ( قبل ازين ) خودم نمي آپيدم كه . فخط * خودم مي آپيدم . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comراسي * يه خبــــــــــر بده بد . مررسه * ها داري ميبازه ( باز ميشه ) تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com اهه اهم . تسليت ميگم . واقعا غم بزرگيه . مام كه چقد درس ميخونيم . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com يادش به خير پارسال زنگاي فيزيك تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com همش تو كلاس چرت ميزديم . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com زنگ ادبياتم همش داشتيم ور ميزديم . مردك چند بار اسممونو صدا زد تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com مجبور شديم آخرا يه دفتر باز ميكرديم وسط حرفامونو تو دفتر مينوشتيم جواب ميداديمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


خلاصه اومدم بگم به زودي در اين مكان آپ خواهد شد . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com



و در آخِر . ( اين كسره هم واسه معلم ادبيات پارسالمون . ميگفت هيچ وقت نگين آ خَر . بگين آخِر ) تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت16:15توسط مژگان | |

وقتي جهالت ، حسادت و حماقت در هم آميزند براي ويران كردن دنيا هم كافي است ، چه برسد به زندگي ....

زمان لازم است كه بفهميم تمام شور بختي ها ، ناكامي ها و آنچه بشود اسمش را بدبختي ، تقدير ، قضاي آسماني و.... گذاشت ، در نهايت از ناداني و فساهت سرچشمه مي گيرد و وقتي ضرر اين ناداني چند برابر مي شود كه آدم باور نداشته باشد كه نادان است .

بعضي آدمها عشق و دوست داشتن را افساري به گردن طرف مقابل مي بينند و اين بدترين نوع دوست داشتن است ، شناعتي واضح كه تقدس عشق را آلوده مي كند و به ذلالت مي كشاند .

همه ي آدمهايي كه از تحول ، تازگي ، حرفهاي جديد و دنياها ي تازه مي ترسند به نوعي از برملا شدنِ ضعف هاي خودشان در هراسند .

سالها وقت لازم است كه بفهميم آدميزاد چه موجود عجيب و غريبي است كه براي اثبات حقانيتِ افكار خودش ، حاضر است همه ي عالم را زير سؤال ببرد ، نفي و انكار كند ، الا خودش .

لجبازي تنها سلاح آدمهايي است كه منطق و حرف حساب سرشان نمي شود .

** فكر كن ، درست فكر كن و خيلي فكر كن **

دردي را كه نتوان به ديگران گفت و با ديگران قسمت كرد ، چه درد سنگين و غير قابل تحملي مي شود .

محبتي كه با تعهد و غل و زنجير به چهار ميخ كشيده شود ، عشق نيست ، اجبار است كه تحملش آزار دهنده و نفس گير مي شود .

آتش بزرگي كه خرمني را مي سوزاند ، هميشه از جرقه هاي كوچك شروع مي شود .

به ياد داشته باش : هرگاه كه زير فشار غصه ها زانوانت خم مي شود ، مهر و عشق به سوي تو راه باز مي كند . باور كن ، باور كن كه ممكن است در گذرگاه هاي تاريك زندگي ، گهگاه نور ستاره اي ديده نشود ، اما نه تا ابد .

ديدن اين نور شايد در آينده اي نزديك ميسر شود .

انسان به همه چيز خو مي گيرد ، همه چيز ، حتي مصيبت و درد .


(( دالان بهشت ; نازي صفوي ))


+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت0:0توسط مژگان | |

پيچ جاده آخر راه نيست . مگه اينكه تو نپيچي ...



+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت11:55توسط مژگان | |

من درس ميخوانم .

تو درس ميخواني .

او سر چهار راه آدامس ميفروشد .

من شام ميخورم .

تو رستوران ميروي .

او گرسنه است .

من به ييلاق مي روم .

تو با دوستانت همه بعد از ظهر را قدم ميزنيد .

او با دستمالش شيشه ماشينها را تميز ميكند .

من پول تو جيبي ام را از پدرم ميگيرم .

تو ماهيانه ت را از مادرت ميگيري .

او ترازويش را در پياده رو جلويش گذاشته و 10 تومني هايش را نگاه ميكند .

من مادرم را دوست دارم .

تو پدرت را دوست ميداري .

او پدرش معتاد است و مادرش در خانه اي كار ميكند .

پدر من مادرم را دوست دارد .

پدر تو به مادرت عشق مي ورزد .

او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند .

من يك برادر بزرگتر دارم .

تو دوخواهر بزرگتر و يك برادر كوچكتر داري .

او 6 برادر و 3 خواهر دارد .

برادر من دانشگاه ميرود .

خواهر تو دبيرستاني است .

او برادر هايش يا معتادند يا در زندان يا .....

من ميدانم عشق چيست .

تو عاشق شده اي .

او تاكنون به هيچ چيز عاشقانه نگاه نكرده است .

من از سياست متنفرم .

تو سياست را دوست داري .

او شكم سير را بيشتر از سياست دوست دارد .

من تابستان را دوست دارم .

تو بهار و شكوفه هايش را دوست داري .

براي او تابستان و زمستان فرقي ندارد .

من شبهاي داغ تابستاني را بي روانداز ميخوابم .

تو شب هاي سرد زمستان را با پتوي گرمت ميخوابي .

او در تابستان و زمستان فقط يك زير انداز دارد .

تفريح من گوش دادن به موسيقي است .

تفريح تو ديدن فيلم .

تفريح او آب تني در حوضچه ي وسط ميدان است .

من از زندگيم راضي نيستم .

تو زندگيت را دوست داري و به خواسته هايت رسيده اي .

براي او زندگي اجباري است بدون انتخاب .

من او را ديده ام .

تو او را ديده اي و تاكنون به زندگي او دقت نكرده اي .

او براي ما حقيقتي تلخ است .

او را ديده اي ؟ به زندگي اش فكر كرده اي ؟ ميشناسي اش ؟ حاضري به جاي او زندگي ميكردي ؟


+نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت12:34توسط مژگان | |

 هر چه ما بهتر ( قويتر ) مي شويم ، بازي هم بزرگتر مي شود .

********************

 ثمرة   =   تلاش + صبوري

********************

با آن چيزي كه در اختيار داري چه مي كني ؟ تا وقتي جواب اين باشد كه كار زيادي نمي كنم اميد به بهبودي نمي رود .

********************

بعضي از مردم اصرار دارند كه خود را به ديگران بشناسانند ، و ثروت و سواد خود را به رخ آنها بكشند ، اما اين آدمها در درون خود زجر مي كشند . زيرا شادي آنها درگير تفكر ديگران است ، مهم بودن را فراموش كنيد تا آرامش نصيبتان شود . هرچه كمتر نيازمند تحسين ديگران باشيد بيشتر تحسين مي شويد .

********************

تسليم حوادث نشويد ، در پي هر حادثه فرصتي نهفته است پس به جاي ناراحتي خود را تسليم كنيد ( توكل به خدا ) ، بكوشيد تا فرصت را دريابيد و از موانع گذر كنيد و بدانيد در پس اين حادثه يك اتفاق بسيار جالبتر در انتظار شماست . به در بسته شده نگاه نكنيد ، به درهاي ديگر كه در حال باز شدن است نگاه كنيد . آن فرصت خارق العاده را بيابيد .

********************

او چه حقي داشت با من چنين رفتار كند ؟ حالا به وقتش جواب رفتارش را نشان مي دهم . اين جملات را فراموش كنيد ، از اعماق قلبتان ببخشيدش .

********************

هنگامي كه مانند انساني وابسته رفتار مي كني از ديگران دعوت مي كني از تو سوء استفاده كنند . و تو از آنها توقع بيشتري داري و در نهايت رنجيده مي شوي

********************.

بياييد روز به روز زندگي كنيم ، هر روز همان روز را زندگي كنيم ، تجربه ي امروز نيست كه حواس مردم را پرت مي كند ، پشيماني يا تلخي اتفاقي كه ديروز افتاده و ترس از اتفاقات فرداست كه پريشانمان مي كند . در هر روز زندگي كنيد .

********************

چرا ما خيلي وقتها چالش هاي زندگي را به جاي اينكه طلوع فرصتي درخشان و نو ببينيم ، غروب زندگي مي انگاريم ؟!!!!!

********************

وقتي پوزش نمي خواهي ، در واقع مي كوشي خود را متقاعد كني كه آدم بدي نيستي ، تنها انسانهاي نيرومند و تندرست پوزش مي طلبند ، صادق باش ، بپذير كه انساني و خطاكار ، پوزش بخواه ، آنگاه دوباره خودت خواهي شد .

********************

سعي كن يك مشت آب را در دست بفشاري ، خواهي ديد كه به سرعت ناپديد مي شود . اما اگر به آرامي دستت را در همان آب رها كني مي بيني كه با تمام وجود آب را حس مي كني .

********************

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت20:8توسط مژگان | |